زیبایی.... خدا
مهندس آرتین ........
وای وای وای وای وای وای ........ خرابکاری نکن آرتین داریی چیکار میکنی .......................... اگه به بابات نگفتم ...... بابا نادر مشاهده کن و ببین دسته گل پسرتو.... ...
نویسنده :
مامان آرتین
16:27
19 ماهگی
این هم یک عکس از پسر گلمون که داره برای بابا نادر دلبری میکنه برای آموزش جیش گفتنت این ماشینو برات گرفتیم اما ........ ...
نویسنده :
مامان آرتین
12:51
عکس های آتلیه آرتین جون در 11 ماهگی
سلام سلام بلاخره بعد از 3 ماه تاخیر، آتلیه عکسهاتو پسرمونو تحویل دادند ......آرتین مامان در 11 ماهگی عکس انداخت . اون موقع 5 یا 6 تا دندون داشت.... اما موقع تحویل عکس ،که تقریبا 15 ماهت داره تموم میشه 14 تا دندون در اوردی ... شاید هم 15 تا .... آقا آرتین گل ، آتلیه ای که عکس انداختی به ما فایل عکس های شما رو نداد من هم از رو عکسها عکس گرفتم کیفیت عکس های پسرم خیلی بهتر از اینی هست که دیده میشه....... عکس سرخ پوستیت با گریه انداخته شد . ........ چرا ؟ ....... برای اینکه شما از لباسی که تنت کردند بدت اومد و نمیذاشتی عکس بگیرن کلی عکس با گریه انداختی ما هم همشونو گرفتیم و یادگاری برات نگه میداریم. ...
نویسنده :
مامان آرتین
0:09
آرتین در جشن تولد پنگول
آرتین جیگر ما به همراه دوستش عرفان رفته بودند جشن تولد 7 سالگی پنگول خان آقا عرفان ما هم 7 سال داره و دوست خیلی خوبی برای آرتین وروجک ماست .... ...
نویسنده :
مامان آرتین
15:13
زندگی یعنی همین لبخند تو
آرزویم این است: نتراود اشك در چشم توهرگز ... مگر از شوق زیاد نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز و به اندازه ی هرروز توعاشق باشی. عاشق آنكه تورا میخواهد . و به لبخند تو از خویش رها می گردد و تو را دوست بدارد به همان اندازه كه دلت می خواهد یه لبخند زیبا، یه دنیای قشنگ یکی بود یکی نبود، غیر از خدای مهربون هیچکس نبود. توی یه شهر بزرگ پسر کوچولویی زندگی می کرد که اسمش تام بود. یه روز تام داشت تو کوچه تنهایی بازی می کرد که یه مرد از کنارش رد شد و به اون اخم کرد. تام اصلاً نمی دونست چرا مرد به اون اخم کرده. تام کوچولو کار بدی نکرده بود، اما اون ...
نویسنده :
مامان آرتین
14:57








